أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
51
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
خواستند و ايشان گواهى دادند براى مشركان چنان كه خداى تعالى از ايشان حكايت كرد « قُلْ هَلُمَّ شُهَداءَكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هذا » . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 24 ] فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ ( 24 ) حق تعالى درين آيت تهديد كافران مىكند بدوزخ و ميگويد : اگر نكنيد و هرگز نتوانيد كرد يعنى اگر معارضه نياريد و هرگز معارضه نتوانيد آوردن بترسيد از آن آتش كه هيمهء او آدميان باشند و سنگها يعنى آتشى كه سنگ سوزد آدمى را سوختن چه محلّ باشد ، و مراد به اين سنگ سنگ كبريت است از آن تخصيص كرد كه آتش زودتر در او گيرد و بنزديك ابن عباس و ابن مسعود چنانست كه اين آتش را بساختهاند و بدست بنهادهاند از بهر عذاب كافران . در خبر است كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله گفت كه : اين آتش كه شما مىبينيد جزويست از هفتاد جزو آتش دوزخ ، و در خبرى ديگر گفت كه : اين آتش را به آب بفرمود شستن هفتاد بار ، گفتند : يا رسول اللّه اگر در دوزخ همين آتش بودى كفايت بودى ، گفت : بلى و ليكن اين عظيمتر است بشست و نه جزو ؛ هر جزوى مثل اين آتش ، و در خبرى ديگر گفت : اهل دوزخ را بر آتش دنيا خواب در ربايد و اگر درين مسجد و مجلس صد هزار مرد باشند در ميان ايشان يكى از آن اهل دوزخ دمى برآرد جمله از تف دم او بسوزند . در خبر است كه داود عليه السّلام بسيار گريستى مردمان گفتند : كمتر گرى ، گفت : رها كنيد تا بگريم پيش از آن روز كه گريه در آن روز سود ندارد و پيش از آنكه استخوانها در دوزخ سوخته شود و فرشتگان عذاب مسلّط گردند فرشتگانى غلاظ و شداد « لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ » . منصور عمار گويد : سالى بحجّ ميشدم بكوفه فرود آمدم شبى در كوئى از كويها ميگذشتم از سرائى آوازى شنيدم كه يكى ميگفت : خدايا بعزّ و جلال تو كه آن معصيت كه كردم مخالفت تو نخواستم و به عذاب تو جاهل نبودم امّا خطيئتى عارض شد شقاوتى يارى داد بپردهء فرو گذاشتهء تو مغرور شدم خداوندا مرا از عذاب خود برهان و اگر دستم از رسن رحمت تو بگسلد در كه زنم ؟ منصور عمار گفت : خواستم تا